سه شنبه 12 فروردین 1404

  • تاریخ : 1403/12/08 - 09:37
  • تعداد بازدید : 78
  • تعداد بازدیدکنندگان : 73
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه

خواجه نصیرالدین طوسی متکلم یا فیلسوف؟

در مصاحبه‌ای به مناسبت بزرگداشت مقام خواجه نصیرالدین طوسی رحمه الله، حجت الاسلام و المسلمین دکتر رضا برنجکار؛ رئیس پژوهشگاه قرآن و حدیث در موضوع آراء کلامی و فلسفی ایشان نکاتی را بیان نمودند.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه قرآن و حدیث به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شفقنا، به مناسبت پنجم اسفند ماه، روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی، گفتگویی با حجت ‌الاسلام و المسلمین دکتر رضا برنجکار؛ رئیس پژوهشگاه قرآن و حدیث و استاد حوزه و دانشگاه و رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه، انجام داده‌ایم تا درباره شخصیت و جایگاه علمی این متفکر برجسته اسلامی در حوزه کلام امامیه صحبت کنیم.

متن گفت وگو از نظر خوانندگان می گذرد:

جایگاه خواجه نصیرالدین طوسی در کلام اسلامی چیست؟

خواجه نصیرالدین طوسی از بزرگترین دانشمندان علوم مختلف دوران خود بوده و آثار متعددی در زمینه‌های گوناگون از جمله کلام، فلسفه، ریاضیات، نجوم، فیزیک، پزشکی، اخلاق و تعلیم و تربیت از خود به جا گذاشته است. تعداد این آثار به بیش از ۲۰۰ کتاب و رساله می‌رسد که حدود ۳۰ عنوان از آن‌ها به حوزه کلام و عقاید اختصاص دارد. مهم‌ترین اثر کلامی او، تجرید الاعتقاد است که بیش از ۲۰۰ شرح و حاشیه توسط علمای شیعه و سنی بر آن نوشته شده و الگویی برای متکلمان پس از او به شمار می‌رود.

خواجه نصیر نقش بسیار مؤثری در پیشرفت مدرسه حله، یکی از مهم‌ترین مدارس کلامی امامیه، داشته است. شاگردان برجسته‌ای مانند ابن میثم بحرانی، علامه حلی و متکلمان بعد مانند شهید اول و فاضل مقداد با واسطه وامدار محقق طوسی در دانش کلام هستند. کلام امامیه حتی کلام اشاعره پس از خواجه نصیر تا حد زیادی تحت تأثیر او و مدرسه حله بوده است.

آیا خواجه نصیر فیلسوف بود یا متکلم؟

برای پاسخ به این سوال، می‌توان دو معیار را در نظر گرفت: تخصص و دیدگاه. خواجه نصیر در هر دو حوزه فلسفه و کلام صاحب‌نظر و تأثیرگذار بود. مهمترین اثر او در فلسفه شرح اشارات ابن سیناست که در آن نقدهای جدی بر فخر رازی وارد کرده است. ابن خلدون درباره این اثر می‌گوید: «خواجه نصیرالدین طوسی در مباحث فراوانی با امام فخر رازی به مناقشه پرداخته و بر او برتری یافته است». این بیان، تأییدی از سوی یکی از برجسته‌ترین تاریخ‌نگاران اسلامی بر تفوق علمی خواجه نصیر بر یکی از مهم‌ترین دانشمندان اهل سنت است.

اما اگر بخواهیم دیدگاه واقعی خواجه را بسنجیم، باید به محتوای آثار او و شواهد تاریخی توجه کنیم. در این خصوص، شش احتمال برای تحلیل دیدگاه واقعی خواجه مطرح می شود:

تبدل رأی: در بررسی دیدگاه واقعی خواجه نصیر، یک احتمال این است که او ابتدا دیدگاه‌های فلسفی داشته و سپس به دیدگاه‌های کلامی تغییر نظر داده باشد. همچنین، احتمال دیگری وجود دارد که ابتدا متکلم بوده و بعدها به سوی فلسفه گرایش پیدا کرده باشد. با این حال، هیچ شاهد قاطعی برای تأیید این دو دیدگاه در دست نیست.

تقیه: احتمال سوم می‌گوید که خواجه در آثار فلسفی خود از روی تقیه دیدگاه‌های فلاسفه را بیان کرده است، در حالی که باور واقعی او به آموزه های کلام امامیه بوده است. احتمال چهارم برعکس است، یعنی او در آثار کلامی خود به دلیل شرایط خاص، دیدگاه‌های متکلمان را تبیین کرده است.

اقتضای علم و دیدگاه: احتمال پنجم این است که خواجه در آثار فلسفی، صرفاً از باب تحقیق و اقتضای دانش و بحث علمی، مبانی و دیدگاه‌های فلاسفه را تبیین کرده و نظر و عقیده شخصی خود را در آثار کلامی بیان کرده است.

احتمال ششم این است که محقق طوسی در آثار فلسفی دیدگاه‌های واقعی خود را مطرح کرده و مبانی و مباحث کلامی را به اقتضای علم و تحقیق و نه به عنوان باور واقعی ارائه کرده است.

از میان این شش احتمال، دو احتمال آخر بیشترین شواهد را به خود اختصاص داده‌اند. در مقدمه کتاب شرح اشارات، خواجه تصریح می‌کند: «ان اقرر ما تقرر عندی… من معانی الکتاب المذکور و مقاصده و مایقتضی ایضاحه مما هو مبنی علی مبانیه و قواعده»؛  یعنی می‌خواهم دیدگاه‌های ابن سینا را بر اساس مبانی خود او تبیین کنم و نظر شخصی خودم را نمی‌گویم. این تأکید نشان می‌دهد که خواجه در آثار فلسفی، صرفاً به تبیین دیدگاه‌های فلاسفه پرداخته است.

در مقابل، در مقدمه کتاب تجرید الاعتقاد، می‌نویسد: « مما قادنی الدلیل الیه و قوی اعتقادی علیه»  یعنی « مطالبی که دلیل مرا به آن هدایت کرده و باورم به آن تقویت شده است.». این بیان نشان می‌دهد که او در آثار کلامی، دیدگاه‌های واقعی خود را بیان کرده است.

همچنین در رساله ای که محقق طوسی در پاسخ به پرسشهای صدرالدین قونوی نگاشته و متن آن در کتاب اجوبه المسائل النصیریة، منتشر شده، خواجه در پاسخ به سؤالی فلسفی، به جای استفاده از عبارت ما می‌گوییم، دیدگاه فلاسفه را با تعبیر آن‌ها می‌گویند نقل می‌کند، که نشان می‌دهد خود را از فلاسفه متمایز می‌داند.

این شواهد، همراه با شرایط تاریخی زندگی خواجه، مانند حضور او در قلاع اسماعیلیه و تألیفات فلسفی‌اش در آن دوره، تأیید می‌کنند که او در آثار فلسفی، تحت تأثیر اقتضای علم و تقیه عمل کرده است، در حالی که آثار کلامی‌اش مانند تجرید الاعتقاد و فصول نصیریه، بیانگر دیدگاه‌های واقعی اوست.

تحول کلام امامیه پس از خواجه نصیر در چه زمینه هایی است؟

کلام امامیه پیش از خواجه نصیر و پس از او تفاوت‌های اساسی دارد. خواجه نصیر برخی مباحث فلسفی، به‌ویژه فلسفه مشاء، را وارد کلام کرد. این مباحث عمدتاً در بخش‌های لطیف الکلام (مباحث مقدماتی کلام مانند معرفت‌شناسی و وجودشناسی) جایگزین شدند. با این حال، در جلیل الکلام (مباحث اصلی کلام مانند توحید، معاد و صفات الهی)، خواجه دیدگاه‌های کلامی امامیه را حفظ کرد و در برخی موارد، دیدگاه‌های فلسفی را نقد نمود.

برای مثال، او در بحث توحید، نظریه سنخیت علت و معلول را که از اصول فلسفه مشاء است، رد کرد و قدرت خداوند را بر اساس امکان فعل و ترک تعریف کرد، که این تعریف با دیدگاه متکلمان هماهنگ است. همچنین، خواجه در کتاب فصول، که در سال‌های پایانی عمر خود نوشت، به‌ طور صریح فلسفه مشاء را نقد کرد و دیدگاه‌های کلامی را تقویت نمود.

جمع‌بندی

خواجه نصیرالدین طوسی، با تخصص در علوم مختلف و تألیف آثار متعدد، تأثیر عمیقی بر تاریخ علم و کلام اسلامی داشته است. او نه تنها مباحث فلسفی را در خدمت کلام قرار داد، بلکه با ایجاد تحول در ساختار و ادبیات کلام امامیه، راه را برای پیشرفت‌های بعدی در این حوزه هموار کرد. دیدگاه‌های کلامی او همچنان در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شود و آثار او، به‌ویژه تجرید الاعتقاد، از منابع اصلی مطالعات کلامی به شمار می‌رود.

اخبار و برنامه های پژوهشگاه قرآن و حدیث در پیام رسان ایتا

https://eitaa.com/quran_hadith

 

  • گروه خبری : پژوهشگاه قرآن و حدیث
  • کد خبر : 883
کلمات کلیدی
مدیر سایت
خبرنگار

مدیر سایت

تصاویر خبر