پنجشنبه 09 بهمن 1404

  • تاریخ : 1404/10/27 - 08:56
  • تعداد بازدید : 5
  • تعداد بازدیدکنندگان : 4
  • زمان مطالعه : 12 دقیقه

گزارش برگزاری همایش ملی «فقه و اخلاق»؛ نسبت‌های علم‌شناختی

همایش «ملی فقه و اخلاق؛ نسبت‌های علم شناختی» سرانجام در آخرین ایستگاه از مرحله اول خود در تاریخ ۲۳ دیماه ۱۴۰۴ در سالن اجتماعات پژوهشگاه قرآن و حدیث برگزار گردید. این همایش که به همت گروه اخلاق نظری پژوهشکده اخلاق و روانشناسی اسلامی پژوهشگاه مدیریت، برنامه ریزی و برگزار شد با گذشت یک سال از آغاز به کار آن و انجام مراحل مقدماتی شامل دریافت و بررسی مقالات و برگزاری پیش‌نشست‌ها به اجتماع اصلی خود رسید.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه قرآن و حدیث، مراسم روز پایانی و اصلی همایش ملی «فقه و اخلاق» با قرائت قرآن و سرود ملی جمهوری اسلامی ایران آغاز گردید.گزارش دبیر اجرایی: ترسیم نقشه راه یک فرآیند علمی منسجمسخنران نخست، حجت‌الاسلام دکتر سیدمحمدباقر میرصانع، دبیر اجرایی همایش، با ارائه گزارش تصویری روشن از پشت صحنه علمی و اجرایی این رویداد ترسیم نمودند. ایشان با اشاره به هدف اصلی همایش یعنی «تبیین نسبت‌های علم‌شناختی فقه و اخلاق»، این رویداد را حاصل یک «فرآیند علمی منسجم و چندمرحله‌ای» دانستند که ظرفیت‌های حوزه و دانشگاه را یکجا گرد آورده است. گزارش ایشان شامل تشریح کامل مراحل زیر بود:– فراخوان و داوری مقالات: با استقبال پژوهشگران مواجه شد و پس از داوری دقیق، ۴۰ مقاله برگزیده شد که بخشی در مجلات «اخلاق‌پژوهی» و «حیات معنوی» چاپ شد.– پیش‌نشست‌های تخصصی: برگزاری ۱۱ نشست تخصصی با همکاری مراکز علمی مختلف که نقش کلیدی در پالایش مباحث و ارتقای سطح علمی همایش داشت. گزارش این نشست‌ها در قالب کتاب و در نشریات منتشر شده است.– همکاری گسترده نهادها: مشارکت بیش از ده نهاد علمی معتبر از جمله دانشگاه قرآن و حدیث، مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، دانشگاه تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و جامعه المصطفی، که نشان‌دهنده اجماع‌سازی علمی حول این موضوع است.– رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی: همکاری با صداوسیما، رادیو معارف و نشریات برای انعکاس گسترده مباحث.دبیر اجرایی در پایان، از تمامی دست‌اندرکاران، حامیان علمی و به ویژه حجج اسلام آقایان قاضی عسکر و دکتر برنجکار و دکتر پسندیده تشکر کردند و امیدوار بودند این تلاش‌ها گامی در جهت احیای معالم دین باشد.

سخنرانی‌های اصلی در صحن همایش:‌ بازاندیشی در نسبت فقه و اخلاق از منظرهای مختلف۱. آیت‌الله سیدمحمدمهدی میرباقری: اخلاق، ذیل دین و ولایتایشان با رویکردی هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی کاملاً درون‌دینی به مسئله پرداختند. محورهای اصلی سخنرانی ایشان بدین شرح بود:– نقد مبانی اخلاق سکولار: اخلاق فلسفی و سکولار را فاقد پایه وجودی محکم دانستند و حقایق اخلاقی را مخلوقات الهی معرفی کردند که در حدیث «جنود عقل و جهل» به آن اشاره شده است.– جایگاه تحقق اخلاق: این حقایق نخست در عقل کل، سپس در وجود نبی اکرم(ص) و ائمه(ع) و آنگاه در امت‌ها به میزان تبعیتشان محقق می‌شود. بنابراین، محور فضایل، پرستش خدا و محور رذایل، استکبار در برابر خداست.– نقش عقل بشری: عقل مستقل بشری به معنای رایج فلسفی را نفی کردند. عقل بشری شعاعی از عقل کل است که تنها در سایه تولی و تبری (دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنانش) و در پرتو ولایت معصوم رشد می‌کند و به فعلیت می‌رسد. معرفت اخلاقی بدون امامت، ناقص و ناتمام است.– نسبت دین و اخلاق: اخلاق ذیل دین تعریف می‌شود. دین به مثابه برنامه هدایت و سرپرستی الهی است که اخلاق، بخشی جدایی‌ناپذیر از آن است. هیچ اخلاق فرادستی نسبت به دین وحیانی وجود ندارد.

۲. حجت‌الاسلام و المسلمین محمد عالم‌زاده نوری: تمایز علم‌شناختی فقه و اخلاقسخنرانی ایشان با دقت مفهومی و علم‌شناختی همراه بود و به بررسی فقه و اخلاق به مثابه دو «دانش» پرداخت:– تعریف اخلاق: ایشان تعریف مدرن اخلاق را «علم بیان ارزش‌ها» (خوب/بد، باید/نباید) دانستند و بر تفکیک آن از «انسان‌شناسی» (بررسی ویژگی‌های ذاتی انسان) و «تربیت» (علم چگونگی تحول انسان) تأکید کردند.– تمایز بنیادین: تمایز اصلی دو علم را در منبع، روش و گفتمان دانستند:– علم فقه: مبتنی بر «اراده تشریعی الهی»، جعل و اعتبار شرعی است. منبع اصلی آن نقل (کتاب و سنت) است و گفتمان آن درون‌دینی و خطابش به مؤمنان است.– علم اخلاق (عقلی): بیان‌کننده «وظایف عقلی نفس‌الامری» و روابط تکوینی است. منبع اصلی آن عقل بشری است و گفتمان آن فرادینی و قابل طرح برای همه انسان‌ها، حتی غیرخداباوران است.– مثال عینی: برای نشان دادن افتراق، به مثال «غیرممیز» (کودک) اشاره کردند: ممکن است کاری به حکم عقل اخلاقی برای سعادت کودک «ممنوع» باشد، اما به جهت مصلحت تسهیل، «تکلیف شرعی و حکم فقهی» درباره آن صادر نشده باشد.– پیشنهاد همکاری: در عین تمایز، پیشنهاد کردند این دو دانش می‌توانند در یک فرآیند جامع برای تعیین «تکلیف عملی انسان» همکاری کنند و احکام قطعی عقلی می‌توانند به عنوان مقدمه اجتهاد وارد فقه شوند.

۳. دکتر سیدمحمد حسینی سورکی: نقد «پوزیتیویسم فقهی» و اخلاق حرفه‌ای اجتهادایشان با بیانی نو و با استفاده از چارچوب فلسفه حقوق، به نقد یک رویکرد خاص در استنباط پرداختند:– طرح مفهوم «پوزیتیویسم فقهی»: با قیاس پوزیتیویسم حقوقی (جداانگاری قانون و اخلاق)، رویکردی را در فقه نقد کردند که ویژگی‌های زیر را دارد:– تمسک صرف به نصوص و ظهورات بدون توجه به مقاصد و اخلاق.– نادیده گرفتن حجیت عقل عملی و شهودات اخلاقی در فرآیند استنباط.– تلقی فقه به عنوان نظامی مستقل و فراتر از ارزیابی اخلاقی، صرفاً به دلیل منشأ الهی آن.– در این نگاه، اگر فتوایی با عدالت ناسازگار بود، باز هم به دلیل استناد به نص، واجب الاتباع تلقی می‌شود.– دو ادعای اصلی:1. نادرستی پوزیتیویسم فقهی: التفات به اخلاق و عدالت باید محور استنباط باشد. همان‌گونه که روایات مخالف با اصول عقل نظری (مانند توحید) کنار گذاشته می‌شوند، روایات مخالف با اصول بدیهی عقل عملی (مانند قبح ظلم) نیز باید کنار گذاشته شوند.2. راهکار عملی «احتیاط اخلاق‌محور»: در موارد تعارض بدوی بین حکم مستفاد از نصوص و حکم عقل عملی، فقیه موظف است جانب «احتیاط» را رعایت کرده و طرف «حرمت» را بگیرد، صرف نظر از منشأ این حکم. یعنی اگر عقل عملی چیزی را حرام دانست و نص ظاهری آن را مجاز شمرد، فقیه باید جانب عقل و احتیاط را بگیرد. این بخش از «اخلاق حرفه‌ای اجتهاد» است.

۴. آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست: تقابل تاریخی دو جریان و ضرورت تعادلسخنرانی ایشان تاریخی-انتقادی و مملو از مثال‌های عینی بود:– ترسیم دو جریان فقهی: جریان اول «فقه نص‌محور» (اصالت به اطلاق قانون و نصوص) و جریان دوم «فقه عدالت‌محور» (توجه به عدالت، اخلاق، معروف و مصلحت).– شاهد تاریخی کلیدی: مناقشه نجف درباره «طلاق قضایی» (بیش از صد سال پیش):– پاسخ جریان نص‌محور (برخی فقها): با استناد به روایتی، حکم به «صبر» زن در زندگی مشقت‌بار دادند.– پاسخ جریان عدالت‌محور (صاحب عروه و شیخ حسین حلی): با استناد به آیه «وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»، نظریه «طلاق قضایی» را برای نجات زن مطرح کردند. این نشان‌دهنده فقه معروف‌محور بود.– تفکیک «شریعت» از «فقه»: تأکید کردند که شریعت (احکام الهی) امری ثابت است، اما فقه (دانش استنباط بشری) خطاپذیر، قابل نقد و تغییر است. خطر آنجاست که فقهِ بشری به جای شریعتِ الهی نشانده شود («شریعت‌نمایی»).– رسالت فقیه امروز: مدیریت تعادل میان «پایایی» (رعایت انضباط و اصول فقه جواهری) و «پویایی» (توجه به عدالت، اقتضائات زمانه و مقاصد شریعت). فقیه باید هم از «فقه ژورنالیستی» پرهیز کند و هم چشم بر اخلاق نبندد.

۵. حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر محمدتقی سبحانی: نقد ریشه‌ای تفکیک و دعوت به وحدتایشان با رویکردی تاریخی-تحلیلی، به ریشه‌یابی جدایی فقه و اخلاق پرداختند:– ریشه تاریخی: این جدایی ذاتی اسلام نیست. در سنت اولیه اسلامی، علوم به کلام و فقه تقسیم می‌شد. مفهوم «اخلاق» به عنوان دانشی مستقل، از طریق نهضت ترجمه متون یونانی (که اخلاقی بریده از دین داشتند) وارد فضای اسلامی شد.– عوامل داخلی تشدیدکننده:– خلط فقه با «قانون»: تلقی حقوقی و قانونی از فقه (به جای تلقی آن به عنوان برنامه شریعت برای سعادت)، به این جدایی دامن زد.– چارچوب ناقص اصول فقه: تصویر رابطه انسان و خدا صرفاً به صورت «مولا و عبد» و مبتنی بر «تکلیف»، نگاه جامع قرآنی («رشد») را محدود کرده است.– نبود مستند دینی: در قرآن و روایات اهل بیت(ع)، هیچ دلیلی برای این تفکیک وجود ندارد. دوگانه‌های اصلی قرآن مانند حق/باطل و رشد/غی، هر دو حوزه فقه و اخلاق را در بر می‌گیرد.– ضرورت عملی وحدت:– فقه بدون اخلاق، فاقد پایه الزام و تعبد است (زیرا خود وجوب اطاعت از شرع، حکمی اخلاقی-عقلی است).– اخلاق بدون فقه، به اخلاق سکولار می‌گراید و ضمانت اجرایی ندارد.– مخاطب هر دو، «انسانِ عاقلِ اخلاق‌مدار» است. بنابراین، احکام عقلی اخلاقی باید در فرآیند واحد استنباط فقهی لحاظ شوند.

۶. حجت‌الاسلام و المسلمین هادی صادقی (دبیر علمی همایش): وحدت روش استنباط و الگوی فقه نظام‌سازایشان به عنوان دبیر علمی، سخنرانی خود را در امتداد و تأیید نگاه وحدت‌گرایانه قرار دادند و به طرح الگوی عملیاتی پرداختند:– نقد تمایزات نامنقح: با اشاره به احصای ۲۷ نظر مختلف در باب تمایز فقه و اخلاق، این تمایزات (مانند موضوع: رفتار در برابر ملکات، یا محمول: تکلیفی در برابر ارزشی) را نامنقح و نادقیق خواندند.– دفاع از «اخلاق اسلامی»: هشدار دادند که نباید «اخلاق سکولار عقلی» را جایگزین «اخلاق اسلامی» کنیم. اخلاق اسلامی باید از همان منابع دینی (کتاب و سنت) و با همان روش فقاهتی دقیق استنباط شود.– نظریه کلان: وحدت روش و ساختار دو لایه‌ای فقه:– اخلاق اسلامی با روش فقاهتی استنباط می‌شود و جایگاهش در دل فقه است.– فقه در هر باب (اقتصاد، قضا، خانواده) دارای یک ساختار دو لایه (اخلاقی-حقوقی) است که هم‌اکنون نیز به صورت «فی‌الجمله» وجود دارد.– الگوی سه‌لایه‌ای برای توسعه فقه: برای تکامل فقه، در هر باب باید این مراحل طی شود:1. استنباط بنیادهای هنجاری اخلاقی (مانند عدالت، احسان).2. استنباط اصول کلی رفتاری بر آن مبنا.3. استنباط احکام و مقررات حقوقی جزئی مبتنی بر آن دو لایه پیشین.– پیامد عملی: فقه نظام‌ساز: چنین فقهی می‌تواند دستورالعمل واقعی برای نظام اسلامی باشد و مبنای قانون‌گذاری قرار گیرد. این الگو با تخصص‌گرایی عمیق (مثلاً فقه قضایی همراه با اخلاق قضایی) نیز سازگار است.

۷. آیت‌الله علیرضا اعرافی: توسیع مفهومی فقه و ترسیم افق‌های جدیدسخنرانی پایانی، چشم‌اندازگرا و حاوی طرحی نو برای توسعه درونی فقه بود:چارچوب نظری: ایشان قائل به نظریه «هسته‌های سخت و حوزه‌های مشترک» بودند. یعنی فقه و اخلاق هسته‌های سخت مستقلی دارند، اما حوزه‌های مشترک وسیعی نیز وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.محور توسعه: توسیع فقه در دو بُعد:1. توسعه در «محمول» (احکام): همه احکام خمسه (واجب، حرام، مستحب، مکروه، مباح) جزیی از احکام فقهی هستند. نباید احکام غیرالزامی (مستحب و مکروه) را خارج از دایره فقه دانست.2. توسعه در «موضوع» (فعل مکلف): فعل اختیاری مکلف شامل افعال جوانحی (درونی و باطنی) مانند نیت، تفکر و مقابله با رذایل نیز می‌شود. دلیلی برای حصر فقه در افعال جوارحی (ظاهری) وجود ندارد.ترسیم ابواب جدید فقه: پذیرش این دو اصل، پایه‌ریزی ابواب کاملاً جدیدی را ممکن می‌سازد، از جمله:فقه الاعتقادات (فقه‌الاصغر): نه کلام به معنای اثبات حقایق، بلکه تعیین تکلیف شرعی نسبت به عقاید (کسب کدام عقیده واجب یا مستحب است؟).فقه الاخلاق (فقه النفس یا فقه العلاقات الاجتماعیه): باب مستقلی برای احکام افعال و احوال اختیاری درونی در عرصه اخلاق فردی و اجتماعی.بازشناسی مرزها: ایشان افزودند که تحلیل ماهوی صفات اخلاقی (مثلاً چیستی «شجاعت») ممکن است در هسته سخت علم اخلاق باقی بماند. همچنین مسئله رابطه «حسن و قبح ذاتی» با «استحقاق ثواب و عقاب شرعی» نیاز به بحث بیشتر دارد.

حاشیه‌ها و بخش‌های پایانیدر میانه برنامه، کلیپی از دیدار و گفت‌وگوی عوامل اجرایی و علمی همایش با آیت‌الله کریمی جهرمی پخش شد که نشان‌دهنده توجه مراجع تقلید به این موضوع علمی و حمایت ایشان بود.– همچنین، گزارش تصویری و خلاصه‌ای از برخی از یازده پیش‌نشست تخصصی برگزارشده، به نمایش درآمد که عمق کار کارشناسی پیش از همایش اصلی را به تصویر کشید.– در پایان مراسم و در بخش اختتامیه، با حضور مسئولان، از شش عنوان کتاب که حاوی مقالات برگزیده، مجموعه مباحث پیش‌نشست‌ها و پژوهش‌های محوری مرتبط با محورهای همایش بودند، رونمایی رسمی به عمل آمد. این امر، بر خروجی ماندگار و مکتوب این همایش تأکید داشت.جمع‌بندی نهایی همایشهمایش ملی فقه و اخلاق، با گردآوری چهره‌های شاخص فقه و اخلاق حوزه علمیه قم، موفق شد گفتمان علمی پویا و چندوجهی را حول یکی از اساسی‌ترین مسائل معرفتی علوم اسلامی رقم بزند. از نقد تاریخ فقه و ریشه‌یابی جدایی گرفته تا طرح الگوهای نوین وحدت‌گرا، نقد روش‌شناسی‌های خاص و ترسیم افق‌های توسعه‌ای، طیف وسیعی از دیدگاه‌ها عرضه شد. نکته مشترک اکثر سخنرانان، نقد جدایی مطلق فقه از اخلاق و تأکید بر لزوم تعامل و درهم‌تنیدگی این دو برای تولید دانش دینی کارآمد و پاسخگو بود. این همایش، نه به عنوان نقطه پایان، که سرآغازی برای یک حرکت پژوهشی گسترده‌تر در بازخوانی رابطه فقه و اخلاق و پیامدهای آن برای نظام‌سازی اجتماعی و تمدنی معرفی گردید.

  • گروه خبری : پژوهشگاه اخلاق,پژوهشگاه قرآن و حدیث
  • کد خبر : 2547
کلمات کلیدی
مدیر سایت
خبرنگار

مدیر سایت

تصاویر خبر