پنجشنبه 09 بهمن 1404

  • تاریخ : 1404/10/27 - 09:18
  • تعداد بازدید : 8
  • تعداد بازدیدکنندگان : 8
  • زمان مطالعه : 7 دقیقه

سخنرانی آیت‌الله سیدمحمدمهدی میرباقری در همایش ملی فقه و اخلاق بررسی نسبت فقه و اخلاق از دریچه ارزیابی نسبت دین و اخلاق

برگزاری اولین همایش ملی فقه و اخلاق با موضوع نسبت‌های علم‌شناختی به همت گروه اخلاق نظری پژوهشکده اخلاق و روان شناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه قرآن و حدیث، در روز اصلی همایش ملی «فقه و اخلاق؛ نسبت‌های علم‌شناختی» در تاریخ ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری به عنوان اولین سخنران از سخنرانان اصلی همایش به بررسی نسبت فقه و اخلاق از دریچه ارزیابی نسبت دین و اخلاق پرداختند.

مقدمه و طرح مسئلهآیت‌الله میرباقری در ابتدای سخنرانی، با اشاره به گستردگی تاریخی و مفهومی مسئله نسبت دین و اخلاق، رویکرد اصلی خود را «درون‌دینی» و مبتنی بر «تفقه در منابع اسلامی» معرفی نمودند. ایشان تأکید کردند که پیش از هرگونه بحث فلسفی یا کلامی بیرونی، باید دید خود دین اسلام چه تصویری از اخلاق و جایگاه آن ارائه داده است. پرسش محوری این بود: آیا اساساً پرسش از تقدم یا تأخر دین و اخلاق، در درون نظام معرفتی دین مطرح شده است یا خیر؟ ایشان بر این باور بودند که بسیاری از بحث‌های مطرح‌شده در حوزه فلسفه اخلاق، بدون توجه به زیرساخت‌های هستی‌شناختی و انسان‌شناختی ارائه‌شده در متون دینی، به بیراهه رفته‌اند.

هستی‌شناسی اخلاق: حقایق اخلاقی به مثابه مخلوقات الهیدر بخش نخست، ایشان به نقد دو دیدگاه رایج در فلسفه اخلاق پرداختند: دیدگاه «اعتباری بودن اخلاق» و دیدگاه «حقایق نفس‌الامری مستقل». از منظر ایشان، هر دو دیدگاه از درک حقیقت اخلاق در نظام آفرینش غافل‌اند. ایشان با استناد به حدیث مشهور «جنود عقل و جهل» از منابع روایی شیعه، دیدگاه بدیلی ارائه دادند:عقل و جهل به عنوان دو مخلوق الهی: در این حدیث، عقل و جهل به عنوان دو وجود آفریده‌شده توسط خداوند معرفی می‌شوند که هرکدام لشکریان (جنود) خاص خود را دارند.جنود عقل به مثابه فضایل اخلاقی: ایمان، عدالت، صداقت و دیگر فضایل اخلاقی، «جنود» یا لشکریان عقل هستند که قوای بندگی و پرستش را در عالم گسترش می‌دهند.جنود جهل به مثابه رذایل اخلاقی: کفر، حسد، تکبر و دیگر رذایل، جنود جهل هستند که قوای استکبار و عصیان در برابر خدا را تقویت می‌کنند.نتیجه: حقایق اخلاقی، اموری اعتباری، انتزاعی یا صفات ذاتی مستقل نیستند، بلکه مخلوقات حقیقی الهی هستند که در ساختار عالم به عنوان قوا و نیروهای واقعی جای گرفته‌اند. بدون این آفرینش الهی، اساساً اخلاقی در کار نبود.ایشان در نقد دیدگاه «نفس‌الامری» که اخلاق را صفات ذاتی مستقل از خدا می‌داند، هشدار دادند که این نگاه ناخواسته به «حاکمیت اخلاق بر خدا» می‌انجامد، زیرا خدا را ملزم به تبعیت از اصولی مستقل از خودش می‌کند. در مقابل، در نگاه دینی، اخلاق ذیل اراده و پرستش خدا معنا می‌یابد.

جایگاه تحقق حقایق اخلاقی در مراتب هستیپس از اثبات مخلوق بودن حقایق اخلاقی، این پرسش مطرح می‌شود که این حقایق در کجا تحقق عینی دارند؟ ایشان پاسخ را در یک سلسله‌مراتب وجودی بیان کردند:۱. عقل کل: که موجودی است آفریده‌شده و مطیع محض خداوند و محل تجمع تمام جنود اخلاقی.۲. وجود مقدس پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع): این عقل کل در وجود ایشان به طور کامل متجلی شده است. ایشان عینیت‌یافته‌ترین مظهر تمام صفات اخلاقی الهی هستند.۳. انبیای دیگر: که ذیل نور پیامبر خاتم (ص) و به میزان ظرفیت رسالت خود، حامل این حقایق هستند.۴. امت‌ها: افراد جامعه انسانی، به میزان تبعیت (تولی) از پیامبر و امام خود، می‌توانند میزانی از این صفات را در خود محقق کنند.بنابراین، محور و قطب اصلی تمام فضایل اخلاقی، «پرستش خدا» است که در وجود معصومین به کمال رسیده و محور تمام رذایل، «استکبار در برابر خدا» است که در وجود شیطان و پیروانش تجلی یافته است. اخلاق از این منظر، جدایی‌ناپذیر از عبودیت و ولایت است.

انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی اخلاق: وابستگی عقل بشری به عقل کل و ولایتایشان در این بخش به یکی از چالشی‌ترین مباحث معرفت‌شناسی دینی پرداختند: نسبت «عقل بشری» با «عقل کل» و «وحی». دیدگاه ایشان را می‌توان این‌گونه خلاصه کرد:نفی عقل خودبنیاد مستقل: از منظر منابع دینی، ما دارای «عقل مستقلی» که مستقل از عقل کل (که در وجود معصوم متجلی است) بتواند به شناخت حقیقی برسد، نیستیم.عقل بشری، شعاعی از عقل کل: خرد انسانی، پرتویی از آن عقل کلی است که در وجود انسان به ودیعت نهاده شده است. مانند نوری که از خورشید به خانه‌ای می‌تابد.شرط فعلیت یافتن و رشد عقل: تولی و تبری: این شعاع عقلانی تنها در سایه دوستی با دوستان خدا (تولی) و دشمنی با دشمنان او (تبری) رشد کرده و به فعلیت و توانایی شناخت می‌رسد. عقل بدون ولایت، کور و ناتوان است.نقد تاریخ فلسفه و عرفان: ایشان وجود هزاران نظام فلسفی و عرفانی متناقض را شاهدی بر ناتوانی عقل مستقل از وحی در رسیدن به حقیقت دانستند. وقتی عقل به عنوان منبعی مستقل تعریف شود، ناگزیر با وحی در تعارض قرار می‌گیرد و هماهنگی ذاتی بین آنها از بین می‌رود.کمال اخلاقی در گرو کمال ایمان و قرب به معصوم: انسان به میزان ایمان و تقرب به امام معصوم، از جنود عقل (فضایل اخلاقی) بهره‌مند می‌شود. کمال اخلاقی، محصول کمال در «تولی» است.

نسبت نهایی دین و اخلاق: اخلاق به مثابه شأنی از شئون دیندر این بخش، ایشان نتیجه‌گیری کلی خود از نسبت دین و اخلاق را ارائه دادند:ذیلیت اخلاق: اخلاق ذیل دین و به عنوان یکی از شئون آن تعریف می‌شود. دین، برنامه جامع هدایت و سرپرستی الهی است که توسط انبیاء برای ساختن «امت» آورده می‌شود. اخلاق، بُعد تربیتی و ملکاتی این برنامه است.نفی اخلاق سکولار و فرادین: هیچ نظام اخلاقی معتبری خارج از چارچوب دین وحیانی وجود ندارد. آنچه به عنوان اخلاق فلسفی یا سکولار مطرح می‌شود، فاقد پایه الزام‌آور حقیقی است و در نهایت به نسبیت یا توجیه منافع مادی می‌انجامد.الزام اخلاقی، برخاسته از تعلق الهی: آنچه به ارزش‌های اخلاقی «الزام درونی» می‌بخشد، نه عقلانیت محض، بلکه تعلقی است که انسان در مسیر پرستش خدا و در ذیل ولایت اولیای الهی پیدا می‌کند. اخلاق بدون خداباوری، فاقد ضمانت اجرای درونی است.هر پیامبری اخلاق متناسب با امت خود می‌آورد: نظام اخلاقی که یک پیامبر ارائه می‌دهد، متناسب با ظرفیت هدایت‌گری او و سطح تکامل جامعه مخاطبش است. این اخلاق، بخشی از همان دین و وحی نازل‌شده است.

روش‌شناسی استنباط نظام اخلاقی از دین: هشدارها و ضرورت‌هادر بخش پایانی، ایشان به روش‌شناسی کار فکری در حوزه اخلاق دینی پرداختند و هشدارهای مهمی را مطرح کردند:لزوم تفقه ناب دینی: برای فهم اخلاق از منظر دین، باید از روش «تفقه در خود منابع دینی» (قرآن و سنت) استفاده کرد، نه اینکه مبانی هستی‌شناختی و انسان‌شناختی را از فلسفه یونان، عرفان نظری یا علوم مدرن گرفت و سپس مفاهیم دینی را در آن قالب‌ها ریخت.تأکید بر روش قرآن به قرآن: ایشان از توصیه علامه طباطبایی در «المیزان» یاد کردند که برای فهم قرآن، باید از خود قرآن و ادبیات آن بهره جست و از به کار بردن اصطلاحات تخصصی و ممکن‌الخطای فلسفه و عرفان در تفسیر پرهیز کرد.گسترش دایره مطالعه از فرد به جامعه و تاریخ: مطالعه اخلاق دینی نباید منحصر به تهذیب نفس فردی باشد. واحد مطالعه باید از «فرد» به «جامعه»، «تاریخ» و «شکل‌گیری تمدن‌ها و امت‌ها» ارتقا یابد. اخلاق در مقیاس اجتماعی و تاریخی، ابعاد، کارکردها و الزامات کاملاً متفاوتی پیدا می‌کند که تفقه دینی باید بتواند آن را تبیین کند. نگاه دینی به اخلاق، نگاهی تاریخی‌-تمدنی است.اخلاق جامعه بازار به مثابه نمونه اخلاق رذیل: ایشان جامعه مبتنی بر بازار آزاد و منفعت‌طلبی محض را نمونه عینی تبلور «جنود جهل» و اخلاق رذیل دانستند که خودش را در قالب نظریه‌های اخلاقی «طبیعی» یا «منفعت‌گرا» توجیه می‌کند.پرهیز از آمیختن ادبیات: هجوم ادبیات و مبانی فلسفه و عرفان بیگانه به حوزه تفقه دینی، خلوص استنباط را از بین می‌برد و آن را آلوده می‌کند. حوزه دین باید برای استنباط معارف خود، به منابع و روش خودش وفادار بماند.

این سخنرانی، با ترسیم منظومه‌ای منسجم از مبانی، جایگاه، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی اخلاق از منظر تفکر شیعی، چارچوبی برای پژوهش‌های عمیق‌تر در حوزه «فقه نظام اخلاقی» و «نظریه پردازی تمدنی اسلامی» ارائه داد.

  • گروه خبری : پژوهشگاه اخلاق,پژوهشگاه قرآن و حدیث
  • کد خبر : 2550
کلمات کلیدی
مدیر سایت
خبرنگار

مدیر سایت

صوت خبر