۲ . عدم تضعيف به وسيله نجاشى
برخى رجاليان ، ذكر نام شخص و عدم طعن و اشكال بر وى به وسيله نجاشى رحمه اللهو مانند او را از جمله امارات وثوق به راوى دانسته اند . وحيد بهبهانى اين مبنا را از شخصى (بدون نام بردن از وى) ، حكايت كرده ۱ كه ظاهرا مرادش همان مير داماد در الرواشح السماويّة است . مير داماد در راشحه هفدهم كتابش مى گويد :
نجاشى رحمه اللهملتزم است كه طعن و اشكال هر كس را در شرح حال خودِ وى و يا شخص ديگر ذكر نمايد. پس ، هر گاه او ضعف كسى را ذكر نكرد و بدون آن كه مدح يا ذمّى را نقل كند، تنها به شرح حال شخص اكتفا نمود ، اين خود ، نشانه سلامت آن شخص از هر طعن و اشكالى در نزد نجاشى است .
از آن جا كه شيخ تقى الدين، ابن داوود، به اين اصطلاحْ آشنا بوده ، در هر موردى كه شرح حال شخصى را در كتاب نجاشى ديده و در آن ذكرى از روايت كردن وى از ائمّه عليهم السلام نيافته ، آن را در كتاب خويش آورده و گفته است : «لم ، جش» ، و هر گاه نام شخصى را در كتاب نجاشى ، بدون وارد شدن اشكالى بر وى ديده است ، نام وى را در بخش ممدوحان كتابش آورده و به ذكر نامش اكتفا نموده و گفته است : «جش ، ممدوح» .
ولى كسانى كه قدرت شناخت شيوه ها و اصطلاحات را نداشته اند، هر گاه اين گونه اصطلاحات را در كتاب نجاشى ديده اند ، بر وى اعتراض كرده اند كه : نجاشى درباره راوىِ مورد بحثش نگفته كه از امام عليه السلام روايت ندارد ، و مدح يا ذمّى را نيز درباره اش نياورده است ؛ بلكه وى تنها نام شخص را آورده و نسبت به هر چيز زايد بر آن ، سكوت كرده است.
بدين ترتيب ، براى تو روشن شد كه كسى كه نجاشى از او نام برده و ذم يا مدحى از او ننموده است ، در نزد نجاشى از هر اشكالى در مذهبش و هر قدحى در روايتش سالم است . بنا بر اين ، سند حديث از جهت چنين شخصى ، قوى خواهد بود و حسن يا موثّق شمرده نمى شود.
نيز كسى كه حسن بن داوود ، تنها نام وى را در بخش ممدوحان آورده و برايش مدح و قدح نياورده ، چنين است . بنا بر اين ، سند از جهت چنين شخصى ، از نوع قوى شمرده مى شود . ۲
در كلام مير داماد ، پنج ادّعا وجود دارد كه هر يك جاى بررسى دارد :
ادّعاى اوّل . نجاشى رحمه الله ، كسانى را كه مدح يا ذم نكرده ـ و به اصطلاح ، مهمل گذارده ـ فاقد روايت مى دانسته است .
بررسى :
اين مطلب ، مخالف شيوه نجاشى است ؛ زيرا وى تمام آنچه را كه درباره راوى مى دانسته ، و حتّى جزئيّات را ، نقل كرده است .
بنا بر اين ، در صورتى كه وى اعتقاد داشته كه شخص مورد نظرش ، روايت ندارد ، به آن تصريح كرده است ۳ . ۴
ادّعاى دوم . ابن داوود ، در مواردى كه نجاشى رحمه اللهشخصى را راوى يا صاحب كتاب
معرّفى نكرده است ، رمز «لم ، جش» به كار برده و وى را از جمله كسانى كه روايت ندارند ، معرّفى كرده است .
بررسى :
هرچند ابن داوود اين شيوه را در مواردى به كار برده است ، ليكن مواردى نيز وجود دارند كه وى ، راوى يا صاحب كتاب در رجال النجاشى را با اين رمز معرّفى كرده است . براى نمونه ، ابن داوود درباره محمّد بن سماعه چنين گفته است :
محمّد بن سماعة (لم ، جش) كان ثقةً وجها فى أصحابنا. ۵
نجاشى رحمه اللهدر شرح حال وى ، چهار كتاب حديثى به او نسبت داده است . ۶
موارد ديگرى از اين دست نيز يافت مى شوند ۷ و بى شك ، مراد نجاشى از كتاب هاى اين افراد ، كتاب هاى حديثى بوده است و از همين روست كه صاحبان اين كتاب ها ، راوى حديث شناخته مى شوند . ۸
با توجّه به اين مطالب ، آشكار مى گردد كه اين ادّعا به نحو كامل ، قابل پذيرش نيست ، هرچند كه در مواردى ، صحيح به نظر مى رسد .
ادّعاى سوم . ابن داوود ، كسانى را كه در رجال النجاشى تضعيف نشده اند ، در بخش ممدوحان آورده است و اين ، به جهت برداشت خاصّ وى از شيوه نجاشى در رجالش بوده است .
بررسى :
در بررسى اين ادّعا ، بايد اين نكته را يادآور شويم كه ابن داوود ، بخش اوّل كتاب خويش را به ذكر نام ممدوحان و نيز كسانى كه از سوى اصحاب ، تضعيف نشده اند ، اختصاص داده است .
خودِ ابن داوود در ابتداى كتابش به اين نكته تصريح كرده است و از همين روست كه موارد عدم تضعيف نجاشى را در بخش اوّل ، نقل كرده است . وى اسامى بسيارى را از نجاشى رحمه اللهو شيخ طوسى نقل نموده و به مهمل بودن آنها (عدم وجود مدح و يا ذم براى آنها) تصريح كرده است ۹ . ۱۰
ادّعاى چهارم . ابن داوود درباره برخى اشخاص ، تعبيرِ «(جش) ممدوح» به كار برده است ، حال آن كه اين اشخاص در كلام نجاشى ، مهمل اند . اين ، شاهد برداشت خاصّ ابن داوود از رجال النجاشى است .
بررسى :
در بررسى اين ادّعا ، ادّعايى ديگر نيز ديده مى شود كه : در تمام مواردى كه تعبير «ممدوح» آمده است ، يكى از دو رمز : «جش» و «كش» نيز وجود دارد .
در جواب ادّعاى چهارم ، بايد گفت كه بيشتر اين موارد ، مربوط به رجال الكشّى با رمز «كش» هستند و در صورت وجود چنين موردى با رمز «جش» ، قطعا اشتباهى انجام شده است .
بايد اذعان كرد كه چنين اشتباهاتى ، در رجال ابن داوود بسيار به چشم مى خورند ؛ بويژه در مورد رمز «كش» و تبديل شدن آن به «جش» . ۱۱
ادّعاى پنجم . چنانچه يكى از اشخاصى كه نامش بدون هيچ مدح و ذمّى در رجال النجاشى آمده است ، در سند يك روايت واقع شود ، از جهت آن شخص ، روايت ، «قوى» شناخته مى شود .
بررسى :
در بررسى اين ادّعا ، بايد به اين نكته توجّه كرد كه اصطلاح «قوى» ، گاه بر حديث
موثّق و گاه (بنا بر اصطلاح متأخّران) بر امامىِ غير ممدوح و در مقابل حديث حسن ، اطلاق مى شود . ۱۲
از سوى ديگر ، مير داماد خود اعتراف كرده است كه اين اصطلاح ، بر حديث امامى مذهبِ غير ممدوح و غير مذموم نيز اطلاق مى شود ، ۱۳ در حالى كه اين معنا از اين اصطلاح ، مشهور نيست و برخى اين گونه روايات ۱۴ را ضعيف مى شمارند .
البتّه چنان كه پيش تر هم گفتيم ، از موضوع و شيوه رجال النجاشى مى توان استفاده كرد كه اصل اوّلى در مورد اشخاصى كه نامشان در آن كتاب آمده ، امامى مذهب بودن است ، مگر آن كه بر خلاف آن ، تصريح شده باشد .
1. فوائد الوحيد البهبهانى، ص ۵۹ .
2. الرواشح السماويّة ، ص ۶۷ و ۶۸ (راشحه هفدهم) .
3. براى نمونه، ر . ك : رجال النجاشى ، ص ۱۴۴ (ش ۳۷۵) و ص ۲۱۴ (ش ۵۵۸ و ۵۵۹) و ص ۴۴۶ (ش ۱۲۰۸) .
4. سماء المقال ، ج ۱ ، ص ۱۸۵ .
5. رجال ابن داوود ، ص ۱۷۴ (ش ۱۴۰۴) .
6. رجال النجاشى ، ص ۳۲۹ (ش ۸۹۰) .
7. براى نمونه ، عناوين زير را با رجال النجاشى مقايسه كنيد : رجال ابن داوود ، ص ۵۹ (ش ۲۷۶) و ص۱۰۷ (ش ۷۴۱ و ۷۴۵) و ص ۱۰۸ (ش ۷۴۶) و ص۱۷۴ (ش ۱۴۱۱) و ص ۱۷۵ (ش ۱۴۱۴).
8. سماء المقال ، ج ۱ ، ص ۱۸۹ ـ ۱۹۱ .
9. ر . ك : رجال ابن داوود ، ص ۴۴ (ش ۱۳۰) و ص۶۱ (ش ۲۹۵) و ص۶۳ (ش ۳۱۰) و ص۶۴ (ش ۳۲۱) و ص۸۷ (ش ۵۴۸ و ۵۴۹ و ۵۵۰ و ۵۵۲) و ص۱۳۸ (ش ۱۰۴۹) .
10. سماء المقال ، ج ۱ ، ص ۱۹۲ و ۱۹۳ .
11. سماء المقال ، ج ۱ ، ص ۱۹۴.
12. الرعاية فى علم الدراية ، ص ۸۴ ؛ مقباس الهداية ، ج ۱ ، ص ۱۷۷ .
13. الرواشح السماويّة ، ص ۷۴ (راشحه اوّل) .
14. سماء المقال ، ج ۱ ، ص ۱۹۷.