۸ / ۲
راضى به عملكرد يك گروه ، مانند يكى از آنهاست
۳۸۳.مسند أبى يعلىـ به نقل از يوسف صبّاغ ، از امام حسين عليه السلام (كه گفته اش را جز از پيامبر صلى الله عليه و آله نمى دانم) ـ: هر كس شاهد كارى باشد و آن را ناپسند بدارد ، مانند كسى است كه در آن ، حاضر نيست و هر كس از كارى غايب باشد ، امّا به آن راضى باشد ، مانند كسى است كه حاضر بوده است .
۸ / ۳
سخنرانى امام ، در باره امر به معروف و نهى از منكر
۳۸۴.تحف العقولـ از امام حسين عليه السلام (در امر به معروف و نهى از منكر) ۱ ـ: اى مردم! از آنچه خدا دوستانش را بدان پند داده ، پند گيريد ؛ همچون بدگويى او از دانشمندان يهود ، آن جا كه مى فرمايد : «چرا علماى ربّانى و دانشمندانشان ، آنان را از گفتار گناه آلودشان نهى نمى كنند ؟» و مى فرمايد : «كافران بنى اسرائيل ، لعنت شدند» تا آن جا كه فرمايد : «چه بد بود ، آنچه مى كردند» . خداوند ، ايشان را نكوهيد ؛ زيرا از ستمكارانى كه در ميانشان بودند ، زشتى و فساد بسيار مى ديدند ، ولى به طمع بهره اى كه از آن ستمگران مى بردند و از بيم آن كه بى نصيب بمانند ، ايشان را نهى نمى كردند ؛ در حالى كه خدا مى فرمايد : «از مردم نترسيد ؛ بكه از من، پروا كنيد» و نيز مى فرمايد : «مردان و زنان مؤمن ، دوستان يكديگرند و امر به معروف و نهى از منكر مى كنند» .
خداوند ، از آن رو امر به معروف و نهى از منكر را نخستين فريضه خود قرار داد كه مى دانست چون اين فريضه ادا گردد و برپا داشته شود ، تمام فريضه هاى ديگر ، از آسان و دشوار ، برپا مى شوند و اين ، از آن روست كه امر به معروف و نهى از منكر ، دعوت به اسلام است؛ همراه با ردّ مظالم و مخالفت با ستمكار و تقسيم درآمدهاى عمومى و غنيمت هاى جنگى و گرفتن زكات از جاى خود و مصرف آن در جاى خود .
سپس ، شما اى گروه به هم پيوسته ؛ گروهى ناموَر به دانش و نامدار به نكويى و معروف به خيرخواهى ! به لطف خدا در دل مردم ، شكوهمند هستيد . بزرگ ، از شما پروا مى كند و ناتوان ، گرامى تان دارد و آن كه بر او برترى نداريد و احسانى به او نكرده ايد ، شما را بر خويش ، مقدّم مى دارد . هرگاه نيازمندان از رسيدن به نياز خود محروم بمانند ، شما را شفيع قرار مى دهند و شما به شكوهى ، همچون شوكتِ شهرياران و بزرگوارىِ بزرگان ، در راه گام برمى داريد . آيا اين همه ، از آن رو نيست كه شما به جايگاهى رسيده ايد كه مردم از شما اميد دارند تا به حقّ خدا قيام كنيد ؟ اگرچه از قيام به بيشتر حقوق الهى كوتاهى كرده ايد ، حقّ امامان را خوار شمرده ايد و حقّ ناتوانان را تباه ساخته ايد ، ولى آنچه را حقّ خود مى پنداريد ، دنبال كرده ايد . نه مالى بذل كرده ايد و نه جانى را در راهِ جان آفرين به خطر افكنده ايد و نه براى خدا با گروهى در افتاده ايد .
[با اين حال] شما از خدا ، آرزوى بهشت و همجوارىِ پيامبران و امان از كيفرش را داريد .
اى كسانى كه چنين آرزويى از خداوند داريد! من بر شما از آن مى ترسم كه انتقامى از انتقام هاى خدايى بر شما فرود آيد ؛ زيرا شما از كَرَم الهى به اين جايگاه برتر دست يافتيد ؛ ولى مردان الهى را بزرگ نمى داريد . از شكسته شدن برخى از پيمان هاى پدرانتان هراسان مى شويد ؛ ولى با اين كه مى بينيد پيمان هاى الهى شكسته شده ، هراسان نمى گرديد ؛ حال آن كه عهد (ولايتِ) پيامبر صلى الله عليه و آله خوار شمرده شده است و نابينايان و گُنگ ها و زمينگيران ، در همه شهرها [ ى جهان اسلام] درمانده اند و بر آنها ترحّمى نمى شود . شما به اندازه منزلتى كه از آن برخورداريد ، كارى نمى كنيد و نه بدان كس كه [در اين جهت ]كار مى كند ، مددى مى رسانيد ، و با چرب زبانى و سازش با ستمگران ، خود را آسوده مى سازيد .
همه اينها از چيزهايى است كه خداوند ، شما را به جلوگيرى از آنها [به صورت فردى] و يا هميارىِ با ديگران ، فرمان داده و شما غافليد . مصيبت شما از همه مردم ، بزرگ تر است ، اگر نيك بدانيد و اين ، بدان جهت است كه در پاسداشتِ جايگاه دانشمندان ، كوتاهى كرديد؛ زيرا گردش امور و جريان احكام به دست دانشمندان الهى است كه بر حلال و حرامش امين اند و اين جايگاه ، از شما گرفته شده است و اين سلبِ منزلت ، جز به سبب پراكندگى از حق واختلافتان در سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله پس از دليلى روشن نيست.
اگر بر آزار ، شكيبايى مى كرديد و در راه خدا ، تحمّل به خرج مى داديد ، امور خدا بر شما وارد و از شما صادر مى شد و به شما بازمى گشت؛ ولى شما ، ستمكاران را در جايگاه خويش جاى داديد و زمام امور خدايى را به دستِ آنان سپرديد ، تا به شبهه عمل كنند و به راهِ خواهش هاى نفسانى بروند . گريز شما از مرگ و خوش داشتن زندگى اى كه به هر حال از شما جدا مى شود ، آنان را بر اين مقام ، مسلّط كرد . شما ناتوانان را به چنگال آنها سپرديد كه برخى را بنده و مقهور كنند و پاره اى را درمانده از تأمين معيشت و مغلوب سازند ، مملكت را با خودكامگى ، زير و رو كنند و به پيروى از تبهكاران و جسارت بر خداىِ جبّار ، رسوايىِ هوسرانى هايشان را بر خويش ، هموار دارند .
به هر شهرى ، سخنرانى زبانباز بر منبر دارند و تمام سرزمين اسلام ، بى دفاع ، زير پايشان افتاده و دستشان در همه جاى آن ، باز است و مردم ، بَرده وار در اختيار آنان اند و دست درازىِ آنان را نمى توانند از خود ، دور كنند . برخى زورگو و لجوج اند كه بر ناتوان به سختى حمله مى بَرَند و پاره اى فرمان روايانى هستند كه آورنده و بازگرداننده اى [و خدا و قيامتى ]نمى شناسند.
شگفتا! و چرا در شگفت نباشم كه زمين ، از آنِ ستمگرى دغل پيشه و باجگيرى ستمگر و كارگزارى است كه بر مؤمنان ، رحم نمى آورَد . خداوند ، در كشاكشى كه ما داريم ، حاكم ، و به حكم خود ، در مشاجره اى كه ميان ماست ، داور باد !
خدايا! تو خود مى دانى آنچه از سوى ما سر زده ، از سرِ رقابتِ در سلطنت و طلب كالاى پستِ دنيا نبوده است؛ بلكه از آن روست كه پرچم دين تو را برافراشته ببينيم و اصلاح را در سرزمين هايت آشكار كنيم و بندگان ستم ديده ات در امان باشند و به واجبات و سنّت ها و احكامت عمل شود . پس اگر شما ما را يارى نكنيد و با ما انصاف نورزيد ، ستمگران ، همچنان بر شما قدرت خواهند داشت و به خاموش كردن نورِ پيامبرتان مى پردازند . خداوند ، ما را بس است كه بر او توكّل مى كنيم و به او روى مى آوريم ، و بازگشتْ هم به سوى اوست . ۲